كه مطالعات حقوقي تنها در شمال ايتاليا رونق داشت و نه در جنوب. بيشك، در بولونيا مدرسهٴ حقوق بزرگي بود و مدارس پروجا، سيينا، پاويا و پادوا زماني بهيك اندازه رونق داشتند، ولي لوكا موجب شهرت مدرسهٴ ناپْل شد.
لوكا دا پنه (به لاتيني Lucas de Penna) در حدود 1325 در پنه Penne در آبروتسوي آدرياتيك، نزديك پسكارا زاده شد. او در ناپْل تحصيل كرد،1 و در سال 1345 در آنجا فارغالتحصيل شد؛ همچنين، احتمالاً در تولوز بهتحصيل پرداخت. او معلم حقوق نبود، بلكه بهعنوان وكيل و قاضي كار كرد، در جنوب ايتاليا به مقامات دولتي رسيد و در اواخر عمر بهخدمت پاپ درآمد. او در سال 1390 درگذشت و در زادگاهش بهخاك سپردهشد، جاييكه در سال 1625 بنايي بهيادبودش بناكردند.
مهمترين تأليفش شرحياست مفصل بر سه باب آخر مجموعهقوانين يوليان، ولي باوجود عنوانش خيلي بيشاز يكشرح است و تا حدود زيادي يك اثر ابتكاري بهشمار ميرود، كه در آن عقايد او درباب عدالت، قانون، برابري، حقوق اساسي، جريان كيفري، مقررات جنگوصلح و غيره مطرح شدهاست. او نوشتن اين كتاب را بهاشارهٴ پائولو دا پروجا آغاز كرد و او در سال 1332، به ناپْل رفته بود تا كتابدار شاه شود و شكايت كردهبود كه شارحان بابهاي دهم تا دوازدهم را ازقلم انداختهاند؛ احتمالاً بيشتر كار پساز مرگ پائولو از طاعون سال 1348 انجام گرفت و تا سال 1358 ادامهيافت.
لوكا در وهلهٴ اول محقق حقوق مدني بود؛ او نهتنها با حقوق رومي و حقوق شرع، كه با حقوق عرفي سيسيلي و لومبارد هم آشنايي داشت. وي علاوهبر مراجع حقوقي، غالباً به افلاطون، ارسطو، سيسرون، اوگوستين، توما، اجيديوي رُمي و غيره هم استناد ميكند و بيش از همه تحت تأثير پوليكراتوس جان ساليسبري (دوازدهم ـ 2) بود. بيشتر به جوهر قانون توجه داشت تا امور جدلي.
شالودهٴ نهايي همهٴ قوانين، قانون خدا و طبيعت است. همچنين خدا منشأ نهايي قدرت است، خواه قدرت ديني يا قدرت دنيوي. پاپ و حاكم در وهلهٴ اول و بهطور مستقل قدرت خود را از خدا كسب ميكنند؛ بنابراين، عقيدهٴ او در باب حكومت ماهيتي دوگانه دارد؛ وقتي آنان در امانت خيانت بورزند، بايد به قدرتشان خاتمه داده شود. حكومت مطلقه را ميشود توجيه كرد.
به عقيدهٴ راجر بيكن و بارتولوس2 حقوق شرع برتر از حقوق مدني است؛ ولي از نظر لوكا حقوق مدني مقدم و برتر از حقوق شرع است. كاربرد آن در همهٴ محاكم دنيوي و ديني الزامي است؛ تنها در موارد روحاني است كه بايد بهحقوق شرع تسليم شد. نوگرايي لوكا يا سرسپردگي او به حقوق رومي در برابر افكار قرون وسطايي، در تعريفش از حكومت به خوبي هويدا ميشود. فرمانروا